تبليغاتX
حرف های دلم به تو

حرف های دلم به تو

 

به روی خاطرات من همیشه ردپای تو

اگر چه مانده در دلم سکوت سبز جای تو

چقدر خسته می روی از این دیار گریه زا

کجا بدون سایه ات ؟ کجا بدون من کجا؟

نگاه سرد و مبهمت به روی پلک های من

قدم نمی زند چرا ؟ نمی رسد به داد تن ؟

همین که حرف می زنی بهانه رنگ می شود

همین که شعر می شوم دل تو سنگ می شود

شب از گلايه هاي من به سوي روز ميدود

غروب ميكند دلم؛به پشت كوه ميرود

نفس نميكشد هوا ؛ قدم نميزند زمين

سكوت ميكند غزل بدون تو فقط همين

+ نوشته شده در شنبه 1390/10/10 17:15 توسط محبوبه |

 

امروز روز توست و من

  تمام دلتنگیهایم را

به جای تو

 در آغوش می کشم

چقدر جایت میان بازوانم خالیست

 

تولدت مبارک

 

+ نوشته شده در یکشنبه 1390/08/08 12:5 توسط محبوبه |

 

 

دلم تنگ است اما دل که از تنگی نمیمیرد

دل از بی رحمی عشقش،دل از مهر تو میمیرد

به خود کردم عهد اینکه،نگویم عاشقت هستم

ولی قلبم دراین زندان بی عطر تو میگیرد

اگر بیمار بیمارم،اگر مجنون تر از ‍‍‍‍‍‍پیشم

چرا در اوج بیماری،چرا گریم نمیگیرد؟

خدایا بارها رفتم در منزلگه معشوق

ولی این بنده خودخواه چرا دستم نمیگیرد؟

خدایا بارالها جزتو همدردی ندارم من

بگو آیا در این دنیا کسی از عشق میمیرد؟

+ نوشته شده در چهارشنبه 1390/07/06 10:20 توسط محبوبه |

 

 ز چشمت اگرچه که دورم هنوز 

پر از اوج و عشق و غرورم هنوز 

اگر غصه بارید از ماه و سال 

به یاد گذشته صبورم هنوز 

شکستند اگر قاب یاد مرا 

دل شیشه دارم بلورم هنوز 

سفر چاره ی دردهایم نشد 

پر از فکر راه عبورم هنوز 

ستاره شدن کار سختی نبود 

گذشتم ولی غرق نورم هنوز 

پر از خاطرات قشنگ توام  

پر از یاد و شوق و مرورم هنوز 

ترا گم نکردم خودت کم شدی 

من شیفته با تو جورم هنوز 

اگر جنگ با زندگی ساده نیست  

در این عرصه مردی جسورم هنوز 

اگر کوک ماهور با ما نساخت 

پر از نغمه ی پاک شورم هنوز 

قبول است عمر خوشی ها کم است 

ولی با توام پس صبورم هنوز 

+ نوشته شده در یکشنبه 1390/05/23 16:50 توسط محبوبه |

 

 

همچون موجی نا آرام

بارها به ساحل تو برخورد می کنم

و غصه هایم درست مانند کف روی آب

از خاطرم محو می شود

حالا تو هر چقدر که می خواهی سنگدل باش!!

فرقی نمی کند...

 

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 1390/03/12 10:57 توسط محبوبه |

 

 

 

 

 

 

 

فرا رسیدن نوروز باستانی یادآور شکوه ایران و یگانه یادگار جمشید

 

بر همه ایرانیان پاک پندار، راست گفتار و نیک کردار خجسته باد

 

پیشاپیش سال نو مبارک 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه 1389/12/25 16:20 توسط محبوبه |

 

 

 

دوست دارم بر شبم مهمان شوی

بر کویر تشنه چون  باران  شوی

دوست دارم تا شب و روزم شوی

نغمه ی این ساز پر سوزم شوی

دوست دارم خانه ای سازم ز نور

نام  تو بر سردرش  زیبا   ز دور

دوست دارم چهره ات خندان کنم

گریه های خویش را پنهان کنم

دوست دارم بال پروازم شوی

لحظه ی پایان و آغازم شوی

دوست دارم ناله ی دل سر دهم

یا به روی شانه هایت سر نهم

دوست دارم لحظه را ویران کنم

غم ، میان  سینه ام  زندان کنم

دوست دارم تا ابد یادت کنم

با صدایی خسته فریادت کنم

دوست دارم با تو باشم هر زمان

گر تو باشی،من نبارم بی امان

+ نوشته شده در چهارشنبه 1389/12/18 12:13 توسط محبوبه |

 

 

من، امیدی را در خود باور ساخته ام

تار و پودرش را، با عشق تو پرداخته ام

مثل تابیدن مهری در دل

مثل جوشیدن شعری از جان

مثل بالیدن عطری در گل

جریان خواهم یافت

راه خواهم افتاد

باز از ریشه به برگ

باز، از "بود" به "هست"

باز، از خاموشی تا فریاد !

+ نوشته شده در شنبه 1389/11/02 14:55 توسط محبوبه |

 

خورشیدِ پشتِ پنجره‌ی پلک‌های من


من خسته‌ام! طلوع کن امشب برای من


می‌ریزم آن‌چه هست برایم به پای تو


حالا بریز هستی خود را به پای من


وقتی تو دل‌خوشی، همه‌ی شهر دل‌خوشند


خوش باش هم به جای خودت هم به جای من


تو انعکاسِ من شده‌ای... کوه‌ها هنوز


تکرار می‌کنند تو را در صدای من


آهسته‌تر! که عشق تو جُرم است، هیچ‌کس


در شهر نیست باخبر از ماجرای من


شاید که ای غریبه تو همزاد با منی


من... تو... چه‌قدر مثل تو هستم! خدای من

 

+ نوشته شده در شنبه 1389/10/25 17:18 توسط محبوبه |

 

ساز تو دهد روح مرا قوت پرواز


از حنجره ات


پنجره ای سوی خدا باز


احساس من و ساز تو


جان های هم آهنگ


حال من و آوای تو یاران هم آواز


گلبانگ تو روشنگر جان است بیفروز


قول و غزلت پرچم شادی است


برافراز

+ نوشته شده در چهارشنبه 1389/10/01 12:7 توسط محبوبه |

X

زیر خاکستر ذهنم باقی ست

آتشی سرکش و سوزنده هنوز

یادگاری است ز عشقی سوزان

که بود گرم و فروزنده هنوز

عشقی آنگونه که بنیان مرا

سوخت از ریشه و خاکستر کرد

غرق درحیرتم از اینکه چرا

مانده ام زنده هنوز

گاهگاهی که دلم می گیرد

پیش خود می گویم

آن که جانم را سوخت

یاد می آرد از این بنده هنوز

سخت جانی را ببین

که نمردم از هجر

مرگ صد بار به از

بی تو بودن باشد

×××××××××××××××××


پدر آن شب اگر خوش خلوتی پیدا نمی کردی

تو ای مادر اگر شوخ چشمی ها نمی کردی

تو هم ای آتش شهوت شرر بر پا نمی کردی

کنون من هم به دنیا بی نشان بودم


پدر آن شب خیانت کرده ای شاید نمی دانی

به دنیایم هدایت کرده ای شاید نمی دانی

از این بابت جنایت کرده ای شاید نمی دانی


Home
Email
.:Bahar 20:.

Archives

دی 1390

آبان 1390

مهر 1390

مرداد 1390
خرداد 1390
اسفند 1389
بهمن 1389
دی 1389
آبان 1389
شهریور 1389
تیر 1389
خرداد 1389
اردیبهشت 1389
فروردین 1389
اسفند 1388
بهمن 1388
دی 1388
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388




قالب های فوق جدید بلاگفا
LinkDump

طـــراح قـــالــب
صدای فانوس
عاشقانه ها(صدف)
دل نوشته های سامان
شب رویایی(مهران)
دل نوشته های من(شاهین)
برگرد
(( برگی از دفتر زندگی ))
عارفانه(میرزائی)
عشق دخترونه(سارا)
می تونی ببینی(رها)
دل خاکی
عشق
کی به کیه ؟
واسطه عشق
شیدا(دل شیدا)
پرواز عشق
شبستان تنهایی
گنجشک باران خورده
جزیره متروکه من
عاشقانه های داود
تندیس محمد
غریبی آشنا
وبلاگی پر از داستان ها و عکس های عاشقانه (مهدی)
داراب گرد
حسن صادقی
پسر ممنوع (SARA)
نازنینم دوستت دارم(حامد)
ازاد
دل شیدا
معمای عشق
فقط خدا بزرگه
درانتظار تاریکی
نامه هایی که نخواندی
تو نیلوفر شدی من اشک مهتاب
آرشیو پیوندهای روزانه



Amar


تعداد بازديدها: